سه چیز را در زندگی دوست داشت:
آوازهای شب کریسمس،طاووس های سفید
و نقشه های آنتیک آمریکا.
بیزار بود از سر و صدای بچه ها
از مربای تمشک با چای
و از زنان دیوانه،
و با من عروسی کرد.
آنا آخماتووا
سه چیز را در زندگی دوست داشت:
داستان،بوی خاک باران خورده و صدای خنده های خانواده اش
بیزار بود از دروغ (خودش دروغ می گفت!)
از بی احترامی(بسیار کمتر از دروغ گفتن ولی خب بی احترامی هم می کرد)
و از مرد های بی ادب
و با هیچکس عروسی نکرد.
بادام تلخ
بادام تلخ همین الان به ذهنم رسید..فعلا همین به عنوان تخلصم خوبه!
انقلاب..تئاتر شهر..باتوم کاری!...ما را در سایت انقلاب..تئاتر شهر..باتوم کاری! دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 46