بدون عنوان ۶

خرید بک لینک

از این جا که کز کردم کل خونه تو دیدمه..برقا خاموشه و خونه در سکوت کامله..گاهی یه صدایی از سینا پسر دو ساله ی همسایه بالایی میاد..چسبیدم به شوفاژ ولی سردمه هنوز..فکرم مشغوله..دو صفحه دختری در قطار میخونم..یه دفعه به خودم میام میبینم کجاها رفتم..باید مشغول باشم..تا پارسال پیارسال که یه دختر دبیرستانی خرخون و مثبت بودم مسائل جنسی کمترین سهم رو تو زندگیم داشت..نه فکری دربارشون میکردم..نه هیچی..واقعا هیچی..اصلا انگار نبودن..حالا که از در قفسم رو باز کردم و یه پامو گذاشتم بیرون..همه چی به مسائل جنسی ختم میشه..فیلمایی که میبینم..کتابایی که میخونم..رفتارای اطرافیانم..انگار همه چیز به همین بودن یه نر و ماده کنار هم ختم میشه..به پیچیده شدنشون تو دست و پای هم..به همین کلک طبیعت برای بقا..برای بودن..مامان سینا داره دعواش میکنه..بهش میگه میام میزنمتاااا...چرا دیوارا انقدر نازکن؟..مامان میگه فشارم پایینه وگرنه دمای خونه خوبه!..مامانم..دلم براش تنگ شده..ما پیش همیم..تو یه خونه..ولی دوریم..به اندازه ی یه اقیانوس..برای نزدیک شدن دوباره بهش..باید بچه بشم..اونقدری که دوباره تو بغلش جا بشم..میخواستم درباره ی چی بنویسم؟..نمیدونم..

انقلاب..تئاتر شهر..باتوم کاری!...

ما را در سایت انقلاب..تئاتر شهر..باتوم کاری! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 49 تاريخ: سه شنبه 3 بهمن 1396 ساعت: 18:18

صفحه بندی